تبليغاتX
Secret Of Tomb
Secret Of Tomb
راز مقبـــــــــــــــره
نوشته شده در تاريخ 91/02/19 توسط دختر کورد |

پرسیدم..... ،
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با كمی مكث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
وبدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .


پرسیدم ،
آخر .... ،
و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..


داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ...
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید،

آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..
مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ... ،
مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ..

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد :
زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،
زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست
دو چیز را همیشه فراموش كن:
خوبی كه به كسی می كنی
بدی كه كسی به تو می كند


دنیا دو روز است:
یك با تو و یك روز علیه تو
روزی كه با توست مغرور مشو و روزی كه علیه توست مایوس نشو. چرا كه هر دو پایان پذیرند.

به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه ندارد
به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد
به دلت بیاموز كه هر عشقی ارزش پرورش ندارد

در دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت

را بر طرف میكنند، پدر و مادرت و نفر سومی كه خودت پیدایش میكنی، مواظب باش كه از دستش

ندهی و بدان كه تو هم برای او نفر سوم خواهی بود.


چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده میكنی؟ مانند تیری زهرآلود یا

آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟


بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی، هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام

وجودت ببخش كه كوچكیش جبران شود.


هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان، همه اینها اجزاء كوچكتر

عشق هستند نه خود عشق.

 

 

************************************

برای خندیدن وقت بگذارید ... زیرا موسیقی قلب شماست

برای گریه کردن وقت بگذارید ... زیرا نشانه یک قلب بزرگ است. 

برای خواندن وقت بگذارید ... زیرا منبع کسب دانش است. 

برای رؤیا پردازی وقت بگذارید ... زیرا سرچشمه شادی است. 

برای فکر کردن وقت بگذارید ... زیرا کلید موفقیت است. 

برای بازی کردن وقت بگذارید ... زیرا یاد آور شادابی دوران کودکی است. 

برای گوش کردن وقت بگذارید ... زیرا نیروی هوش است.

برای زندگی کردن وقت بگذارید ... زیرا زمان به سرعت می گذرد و هرگز باز نمی گردد.

ماموریت ما در زندگی « بدون مشکل زیستن » نیست ، « با انگیزه زیستن » است.

تنها به شادی در بهشت نیندیشید به خود بگویید رمز و راز خلقت هر چه باشد ،



هدف امروز من درست زیستن در اینجا و اکنون است

 

نوشته شده در تاريخ 91/01/29 توسط دختر کورد |

گنجشک با خدا قهر بود. روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد….. و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟

 

لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش را بست. سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت … های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد

نوشته شده در تاريخ 91/01/17 توسط دختر کورد |

دلـت را بتـکان ... غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن ...

دلـت را بتـکان ...

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین

بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت ...

دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت ...

باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!

حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد، باید بماند ...

کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟

حالا این دل جای "او"ست

دعوتش کن

این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا...

و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک "او"...

خـانه تـکانی دلـت مبـارک


منبع

www.1doost.com

نوشته شده در تاريخ 91/01/15 توسط دختر کورد |

فقط بعد از اینکه چند سال از زندگی زناشوییتان گذشته باشد، خواهید فهمید که بخشی از تصوراتتان راجع به ازدواج و زندگی زناشویی، خیالات و تصورات غیرواقعی از زندگی بوده است و زندگی را نمی‌توان با شانس و رویاهای غیر واقعی ساخت. بنابراین قبل از آن که در دام این دروغ ها بیفتید، از آنها مطلع شوید!



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 91/01/07 توسط دختر کورد |

برای مردانی که از همسران خود خسته اند!

حتما شما هم بسیاری از مردهایی را که درست چند ماه بعد از ازدواج خسته و ناامید می شوند و مدام از تصمیم شان ابراز پشیمانی می کنند را دیده اید.شاید با دیدن چنین مردهایی حتی نسبت به تصمیم ازدواج خودتان هم تردید کنید یا از این که همسر آینده شما هم به هیولایی که آن ها از آن صحبت می کنند تبدیل شود دچار ترس و اضطراب شوید اما بهتر است به جای اینکه نقش مردهای ضعیف را بازی کنید و با ترس های بیهوده زندگی تان را به بازی بگیرید، با دنیای زنانه بیشتر آشنا شوید.

اگر شما دنیای زنان را خوب بشناسید، دیگر نه او شما را آزار خواهد داد و نه شما به هیولای زندگی همسرتان تبدیل خواهید شد.


● دایره المعارف باشید

اگر می خواهید ازدواج موفقی داشته باشید، باید تحقیقات تان را از سال ها قبل آغاز کنید. زن زندگی شما تنها همسرتان نیست. مادر، خواهران، خاله ها و عمه ها هم می توانند منابع خوبی برای تکمیل شناخت شما باشند و با ریزبینی رفتار آن ها را مورد بررسی قرار دهید.ببینید چه چیزهایی اکثر آن ها را آزار می دهد و چه رفتارهایی خوشحال شان می کند. خجالت نکشید! اگر ابهام یا سوالی دارید از آن ها بپرسید و اطلاعات تان را تکمیل کنید. شاید باور نکنید اما زمانی که ازدواج می کنید، این اطلاعات می توانند زندگی تان را نجات دهند.شایدآدم ها در برخی ریزه کاری های رفتاری و شخصیتی با هم تفاوت داشته باشند اما واقعیت این است که ویژگی های شبیه به هم بسیاری دارند و اگر یکی را بشناسید موفقیت بیشتری در شناختن دیگری خواهید داشت.

● گوش کنید و توجه کنید

شاید ندانید که چطور می توانید یک زن را عاشق خود کنید و همیشه او را عاشق نگه دارید اما این اتفاق یک کلید دارد؛ «توجه» تازمانی که همسرتان توجه شما نسبت به خودش را می بیند عاشق شما می ماند و در این زندگی احساس امنیت می کند.

یکی از مهم ترین و البته آسان ترین راه های نشان دادن این توجه گوش کردن است. قبلا هم گفتیم که زنان دوست دارند شنیده شوند اما راه های دیگری هم وجود دارد.از نظر خیلی از زن ها، توجه به ریزه کاری های زندگی و مشکلات مالی یکی از نشانه های توجه و البته قدرت مردانه است.اگر دوست دارید این ۲ حس را در او هم بیدار کنید، باید مراقب اتفاقاتی که در زندگی تان می افتد باشید و با پیش بینی کردن اغلب آن ها به همسرتان این اطمینان را بدهید که تحت حمایت و البته توجه شما قرار دارد.

● از چشم او نگاه کنید

یکی از مهم ترین کارهایی که زنان را آرام می کند این است که همسرشان موقعیت و شرایط شان را درک کند. وقتی می خواهید در مورد او قضاوت کنید، اول تلاش کنید که دنیا را از چشم یک زن ببینید.برای انجام این کار باید به مرحله اول برگردید و از شناختی که پیش از این در مورد زنان به دست آورده اید استفاده کنید.اگر شما با بعضی اتفاقات ناخوشایندی که زنان به لحاظ جسمی و اجتماعی با آن روبه رو هستند و مشکلاتی که به همین دلایل پشت سر می گذارند آشنا باشید، بهتر می توانید به همسرتان کمک کنید و در شرایط سخت در تصمیم گیری ها کمکش کنید.

● زندگی اش را خاکستری نکنید

زن ها به شادی های شان اهمیت زیادی می دهند. اگر ازدواج آن ها را از تمام لحظات لذت بخش و شادی آورشان دور کند، خیلی زود دلسرد خواهند شد و میل شان را به آن زندگی از دست خواهند داد.اشکالی ندارد که گاهی با هم بازی کنید، تفریحات یا ورزش های مشترکی را انجام دهید یا شرایطی را فراهم کنید که از ته دل بخندید.وقتی شما مهم ترین آدم زندگی او هستید و بیشتر از هر کسی با او وقت می گذارید، پس مسئولیت بیشتری برای تزریق شادی به زندگی اش دارید.

اگر زندگی مشترک را به یک کار اداری با وظایف مشخص و زمان و مکان مشخص تبدیل کنید خیلی زود او را از دست می دهید. پس تلاش کنید که طراوت زندگی تان را حفظ کنید.

● تهدید نکنید

قدم بعدی حرف زدن است. شما یا باید در مورد مشکلات تان مشاجره و دعوا کنید یا این که با گفت و گو کردن آن ها را حل کنید. اگر برای شناخت هم وقت بگذارید می توانید به راه دوم نزدیک تر شوید. هیچ وقت او را با سکوت تان تهدید نکنید و اگر نظر مخالفی در مورد موضوعی دارید، با استدلال و گفت و گو همسرتان را قانع کنید. اگر او ناراحتی شما را متوجه شده و دلیل آن را می پرسد، با تلخی نگویید: «هیچی!» بلکه سعی کنید با حرف های تان خودتان را بیشتر به او بشناسانید و به سمتی بروید که دیگر دلیلی برای این ناراحتی ها وجود نداشته باشد.

● قاضی باشید

اگر از نظر شما همسرتان زنی حسود و حساس است، باید علتش را در خودتان جست و جو کنید. درست است که برخی آدم ها ممکن است به خاطر مشکلات روانی چنین علائمی را مرتب از خود بروز دهند اما اغلب آدم هایی که دچار چنین حسی می شوند، دلیلی برای داشتن آن دارند.دلیلی که اگر مرتبا تکرار شود، می تواند آرامش و سلامت روان شان را به خطر بیندازد. اگر این نشانه ها را در همسرتان می بینید نگاهی به رفتارهای خود بیندازید.هیچ چیزی را بی اهمیت تصور نکنید. یک دروغ کوچک می تواند آغاز یک بی اعتمادی بزرگ باشد.پس اول خودتان را قضاوت کنید و بعد او را. برای تبرئه کردن خودتان هرگز به او حمله نکنید و سعی کنید بدون توجیه های همیشگی و با رفتارهای تان به او اطمینان بدهید.

● خانه ای امن بسازید

برای آرامش همسرتان لازم است که یک خانه امن بسازید. اگر او به دلیلی منطقی از حضور بعضی آدم ها آزرده می شود دلیلی ندارد که پایه اصلی معاشرت های تان را بر حضور آن آدم ها بسازید.خانه یکی از مهم ترین مکان هایی است که زنان به آن تکیه می کنند، پس او را هم در مدیریت این مکان و آدم هایی که به آن می آیند سهیم کنید و با حضور مداوم افرادی که آزارش می دهند او را مشوش نکنید.از طرف دیگر به بهانه کار یا خستگی خودتان را در یک جزیره متروکه حبس نکنید. زمان هایی را برای حضور کسانی که هر دوی شما دوست شان دارید مشخص کنید و از این راه چند ساعت آرام را برای خودتان و البته همسرتان تدارک ببینید.

● زیادی عاقل نباشید

بعضی وقت ها لازم است این که درست و غلط چیست و چه کسی راست می گوید را فراموش کنید. وقتی او از موضوعی یا کسی ناراحت است مدام جمله هایش را تصحیح نکنید.بگذارید احساساتش را بیان کند و نصیحت های تان را برای وقتی که آرام تر است بگذارید یا اگر او خواسته ای دارد که از نظر شما با برخی قوانین زندگی تان مغایر است، به جای چسبیدن سفت و سخت به این قوانین به آرامش زندگی تان فکر کنید.اگر واقعا انجام این خواسته زندگی شما را زیبا تر می کند پس چه دلیلی دارد که با او مخالفت کنید و با نصیحت های مداوم ذهنش را خسته کنید؟قرار نیست همیشه حق با شما باشد و نتوانید مخالفت او با نظرات تان را تحمل کنید. چه درست و چه غلط مطمئن باشید که تلفیق ۲ نظر خیلی بهتر از انجام یکی از آن هاست. از طرف دیگر همسر شما ممکن است ضعف های زیادی داشته باشد یا اشتباهات بسیاری را مرتکب شود.

قرار نیست شما این اشتباهات را یک روزه تصحیح کنید. با غلط گیری های مداوم اعتماد به نفس او را از بین نبرید و همه عاقل بودن تان را یک جا به زندگی تان تزریق نکنید

نوشته شده در تاريخ 90/12/18 توسط دختر کورد |

 

سال نومي شود.

زمين نفسي دوباره مي كشد.

برگ ها به رنگ در مي آيند و گل ها لبخند مي زند و پرنده هاي خسته بر مي گردند

و دراين رويش سبز دوباره...من...تو...ما...كجا ايستاده اييم.

سهم ما چيست؟..نقش ما چيست؟...پيوند ما در دوباره شدن با كيست؟...

 

نو

زمين

           سلامت مي كنيم

                       و ابرها درودتان باد و ...

 

                                         سال نو مبارك .

نوشته شده در تاريخ 90/12/14 توسط دختر کورد |
بعد از مدت ها دارم یکی دو خط می نویسم

خیلی تنهام

بعد از رفتن بابا خیلی تنهام

خودمم فکر نمی کردم نبود بابا لهم کنه

کمرمو بشکنه

اما....................


هنوز هستم

              بدون بابا

                         هرچند

                                زندگی دیگه رنگ و بویی نداره

نوشته شده در تاريخ 90/09/02 توسط دختر کورد |
تو وبلاگ یکی از دوستان مطلب بسیار جالبی دیدم که

ترجیح دادم شما هم تحریف نشده بخونیدش

برگرفته از وبلاگ کوردی جنوبی

http://www.kourdejonoobi.blogfa.com/post-15.aspx


انتقاد شدید از پاسداران کردی جنوبی

در ابتدای این بحث باید بگوییم که این انتقادها از سر دلسوزی برای کردی جنوبی است و جنبه تخریب شخصیت کسی را ندارد و با عرض پوزش از دوستانی که اسامی آنها بدون کسب اجازه در این مطلب ذکر شد.

میخواهییم بگوییم ایا دیگر وقت عمل فرا نرسیده؟

ایا دیگر صحبت در سایت ها و وبلاگها خسته کننده نشده؟ تا کی انتقاد و شکایت؟

ایا این انتقادها نتیجه ای که به چشم بیاید را به دنبال داشت؟ 

کار ما به این گونه شده که جمعی از وبلاگ نویسان دور هم را گرفته اند و برای همدیگر نظر می نویسند و گاهی اوقات کارشان به جنجال و دعوا می کشد،گاهی اوقات هم دل و قلوه تحویل یکدیگر می دهند و نظرات همدیگر را تایید می کنند.بی خبر از این که از کجا شروع کرده اند و به کجا می روند.اصل هدف را فراموش می کنند و هر کدام قصد به کرسی نشاندن حرف خود را دارند.

حال ما می خواهیم این سوال را مطرح کنیم،شما که انتقاد می کنید ایا راهکاری را نیز پیشنهاد کرده اید؟

به صدا و سیما انتقاد شد که چرا اخبار کردی را به گونه ای نادرست ارائه می دهند.ایا این کار دردی را دوا کرد؟ایا پیشنهاد راه درست به صدا و سیما از جانب یک نفر،ان هم در یک وبلاگ که شاید یک مسئول ان را بخواند و شایدهم نخواند، مشکلی را حل می کند؟

حال نظر ما در این رابطه این است که وقت عمل فرا رسیده و یا شاید اندکی هم دیر شده

منظور ما از عمل ، اقداماتی است که در حد توان افراد باشد

به چند مورد در زیر اشاره شده است: 

  1-جمله سازی و کلمه سازی: این عمل از جانب مردم عامه و افرادی که با ادبیات کردی اشنایی زیادی ندارند، کاری غیر ممکن است.وحتی ممکن است باعث نتیجه عکس شود. مثلا در صدا و سیمای مرکز ایلام گاهی کلمه سازی از جانب گویندگان این مرکز صورت می گیرد.که در صورت اشتباه بودن ، این عمل نتیجه عکس برای پاسداری از کردی جنوبی را دارد.

به نظر ما این ایراد برمی گردد به بزرگانی که ادعای اشرافیت کامل بر ادبیات کردی جنوبی را دارند.

مثالی از کلمه سازی در کردی سوران :  در کردی سورانی بعضی کلمه سازی های جالب صورت گرفته که بقای این گویش کردی را به دنبال خواهد داشت.

مثلا: به جای صافکاری می گویند  "راساو که ره وه" به جای گشت(منظور گشتهای انتظامی یا امدادی است) می گویند : "هاتوچو"  

ایا کسانی که در زمینه ادبیات تحصیل کرده اند و در میان پاسداران کردی جنوبی شناخته شده اند ، توانایی این گونه کلمه سازی را ندارند که مردم عامه در جمله ای که به اصطلاح کردی است ، 90 درصد را فارسی بیان نکنند؟

  ما به اندازه درک و فهم خودمان از موضوع راهکارهایی را پیشنهاد کرده ایم :

راهکار پیشنهادی ما این است که بزرگانی چون (ظاهر سارایی،کامران رحیمی و....) درزمینه ادبیات کردی جنوبی هم علم کافی دارند و هم در بین پاسداران کردی جنوبی شناخته شده اند ، به ان اندازه که به شعر اهمیت می دهند به زبانی که به ان شعر می گویند هم اهمیت دهند.به این منظور که همایت خود را از کردی جنوبی همانند شعرهایشان عملی کنند. به عبارتی ما از این بزرگان درخواست داریم که با کمک همدیگر ساخت فرهنگ لغت کردی جنوبی را با ساخت واژه ها و کلمات اصیل به گونه ای علمی ، شروع کنند.

اگر به فرهنگ لغتهای موجود در بازار نگاه کنید می بینید که در گویش کرمانجی و سورانی کلمه سازی های زیبایی صورت گرفته ، اما متاسفانه در مورد کوردی جنوبی به این گونه نیست و بیشتر همان کلمات فارسی را با رسم الخط کردی نوشته اند. فرهنگ لغت به این گونه ، بیشتر به کردی جنوبی ضربه وارد می کند تا پاسداری کند. در ابتدای بیان این کلمه سازی ها متاسفانه شاید برای مردم عامه ما خنده دار باشد و این روحیه اشتباه ناشی از این تفکر است که کردی را مانند فارسی رسمی نمیدانند.ولی در فارسی هم کلمه سازیهایی صورت می گیرد که برای همه عادی است و کسی ان را خنده دار نمی داند.

به طور مثال : (موبایل----> تلفن همراه) و (هلیکوپتر----> بالگرد)

پس ما کردهای جنوبی هم اگر سنگ زبانمان را به سینه میزنیم باید از این روش برای مقابله با کلمات جدید به وجود امده در زبانهای دیگر (فارسی ، انگلیسی و...) استفاده کنیم و معادل ان کلمات را بسازیم. حتی بعضی کلمات که در گذشته معادل سازی نشده اند هم باید اصلاح کنیم.

با انجام این کار است که ما می توانیم به هدفهای بزرگتر فکر کنیم و خواهان اجرای اصل 15 قانون اساسی در رابطه با تدریس زبان کردی در مدارسمان باشیم.

برادران و اساتید عزیز نگذارید زبان کردی یکی از لهجه های زبان فارسی شود.

(محسن درخشنده)

نوشته شده در تاريخ 90/08/01 توسط دختر کورد |

یا لطیف...

 

دست هایت را تکیه گاهِ

 شانه های این دلِ شکسته می کنی 

می آیی و همنشینِ بی قراری هایِ بی سامانم می شوی

 برایم مولانا می خوانی 

حافظ را برایم گلچین می کنی

 

می خواهی درد شکستگی دلم را کم کنی؟ 

خودت خوب می دانی که این دل هر وقت        

                                                                                  سر،

                            به بی هوایی تو گذاشته است...

    افتاده و شکسته...

 

با این همه باز هم، ارحم الراحمینِ دلم میشوی !

 

باز هم دست های مهربانیت را دور شانه های

                             خاکی اش حلقه می کنی...

        که برخیزد!!

 

....................................... 

پی نوشت:

خدایـــــــــــا

چرا فراموش می کنم

                         همه ی من...

                                  بدونِ تـــــــو

                                         هیچ می شود ؟!....

نوشته شده در تاريخ 90/07/19 توسط دختر کورد |
صبح از خونه می زنی بیرون که بیای محل کار

وارد هر کوچه ای می شی توسط یکی از ادارات محترم حفاری شده

وارد هر خیابونی که میشی جهت تابلوها نسبت به روز قبل فرق کرده

صبحانه نخورده به مغزت فشار میاری  برات تصمیم بگیره که:

از کجا برم که مجبور نشم دوباره همون مسیر رو برگردم

-------------------------------------------------

لعنت بهتون با این کابل برگردانی

لعنت بهتون با این عوض کردن جهت فاضلاب

لعنت بهتون با این تعویض لوله های آب قدیمی

لعنت بهتون

لعنت بهتون

اول صبحی ..............

-----------------------------------------------

پ.ن:

1- ببخشید که ناسزا گفتم اعصابم ریخته به هم

2- خودم ماشین ندارم، سرویس شرکت میاد دنبالم .

راننده بنده خدا امروز مونده بود از کجا بیاد طرف شرکت

نوشته شده در تاريخ 90/07/13 توسط دختر کورد |
امروز یه چیزو خیلی خوب فهمیدم

هیچکی رو ندارم که تو مشکلات باهام باشه

تنها رفیقم خداست

هیچکی رو ندارم که  گوشش محرمم باشه

تنها محرمم خداست

هیچکی رو ندارم که برا شادیهام شاد بشه

تنها همدمم خداست

هیچکی رو ندارم.....

همه  چیزم  خداست

خدا رو شکر که خدا خودش هست

اگه نبود چه می کردم

نوشته شده در تاريخ 90/06/08 توسط دختر کورد |
عید است
 ولی بدون او غم داریم

عاشق شده ایم و
عشق را کم داریم

ای کاش که این عید ظهورش برسد

اینگونه هزار عید با هم داریم...

اسعداله ايامکم سعيداً
بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و اي عيد اولياي خدا
بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها
بدرود اي ياريگر ما که در برابر شيطان ياريمان دادي
بدرود اي که هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک (فرازهايي از دعاي وداع امام سجاد (ع) با ماه رمضان)

عيد فطر، عيد پايان يافتن رمضان نيست. عيد برآمدن انساني نو از خاکسترهاي خويشتن خويش است. چون ققنوس که از خاکستر خويش دوباره متولد ميشود. رمضان کوره اي است که هستي انسان را ميسوزاند و آدمي نو با جاني تازه از آن سر بر مي آورد. فطر شادي و دست افشاني بر رفتن رمضان نيست، برآمدن روزنو، روزي نو و انساني نو است. بناست که رمضان با سحرها و افطارهايش، با شبهاي قدر و مناجات هايش از ما آدمي ديگر بسازد. اگر در عيد فطر در نيابيم که از نو متولد شده ايم، اگر تازگي را در روح خود احساس نکنيمِ؛ عيد فطر، عيد ما نيست. لذا اين عيد فرخنده را به همگي شما عاشقان و دلدادگان صيام تبريک و تهنيت عرض مي نمايم

عیدشمامبارک


اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در تاريخ 90/05/29 توسط دختر کورد |
گفتم: خسته ام

گفتی: "هرگز از رحمت خدا نا امید مباشید" (سوره زمر/آیه ۵۳)

 

گفتم: کسی را ندارم

گفتی:"از رگ گردن به تو نزدیکترم"(سوره ق/آیه ۱۶)

 

گفتم: ولی انگار منو فراموش کردی!!

گفتی:"مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم"(سوره بقره/آیه ۱۵۲)

 

گفتم:تا کی باید صبر کرد؟

گفتی:"و تو چه میدانی، شاید آن ساعت بسیار نزدیک باشد"(سوره احزاب/آیه ۶۳)

 

گفتم"دلم گرفته...

گفتی:"باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوید"(سوره یونس/آیه ۵۸)

نوشته شده در تاريخ 90/05/26 توسط دختر کورد |
 

ساكت كه بمانی
میرود به حساب جواب نداشتنت !!!
عمراً اگر بفهمند
داری جان می كنی تا احترامشان را نگه داری ... !

نوشته شده در تاريخ 90/05/16 توسط دختر کورد |
خداوندا

     تو نیمه گمشده ام نیستی که من به دنبالت بگردم

تو

                       همه ی

                                      گمشده ی منی

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

پیج رنک

آرایش