84/11/30
ایران - کوبا; فينالي ديدني
ايران قهرمانيت مبارك باد
امشب بچه هاي تيم ملي كشتي آزاد در غياب ملي
پوشان سابق، قهرمان جهان شدند.

تيم ملي كشتي آزاد ايران يكشنبه شب با پيروزي مقابل كوبا
در ديدار پاياني رقابتهاي جام جهاني كشتي آزاد در ساري، به مقام قهرماني
اين رقابتها دست يافت.
در ساري، در ديدارهاي امشب،ابتدا تقي داداشي در وزن ۵۵ كيلوگرم از رنــــــــــه
مونته رو شكست خورد. (باور كنيــــــد از ترس در جايمان ميــــخ كوب شديـــــــم)
اما مراد محمدي در وزن ۶۰ كيلوگرم پس از يك كشتي نفس گير حـــــق خــود را
( وحق ما را ) از ياندرو كوئين تانا گرفت.( باور كنـــيد در سه دقيقـــه دوم فقط نــــــام
ابوالفـضل بر لبانمان جاري بود) حسن طهماسبي هم در وزن ۶۶ كيـــلو به جــــاي
مسعود مصطفي جوكار روي تشك رفت و الحق كه خوب كشتي گرفت.طهماسبي
توانست گئاندري گارزون را شكست دهد .كسي كه بسيار فرز و چابك نشان مي داد.
( راستـش را بخواهيد اگر توهين حساب نشود بايد بگويم كه احتمالا حريفان تمريني
كارزون ميمون هاي كوبايي بوده اند كه او اينقدر فرز و چابك بود). علي اصغر بـذري
هم در ۷۴ كيلو در يك كشتي مناسب ايوان فوندورا را شكست داد.و رضا يزدانـــــي،
اين جوان جويباري فن بلد در يك كشتي جانانه به زيبايي هر چه تمام تر توانسـت
زوني گاسِ ۸۴ كيلو را از پيش روي بردارد.(براي من كه خاطره فينال مسابقات جهاني
تهران و كشتي حاجــي زاده زنده شــد.) امـا دليـري، ملـي پوش كرمانـشـاهي در
ميان ناباوري تماشاگران سالن شهيد سيد رســول حسيــني ســاري مسابقه را به
باتيستاي ۹۶ كيلو واگذار كرد. (دليري چه ببـــــــــــــري چه ببــازي دوستــــتت داريم)
و بالاخره در ۱۲۰ كيلو هم فردين معصومي با كسب ۳ امتياز در ۳ دقيقه اول و ۶ امتياز
در سه دقيقه دوم مونتيا گودو ( فكر كنم اسمش همين بود، اگه غلط شنيدم ببخشيد)
را شكست داد تا تيم ايران در پايان اين ديدار با ۵ برد و ۲ باخت و در مجموع باامتياز فني
۱۸بر ۱۰حريف پرقدرت خــــود را شكست دهد و قهرمان جام جهاني شود.

مبارك باد بر ملت ايران
گزارش كامل را از اينجا ببينيد و بخوانيد.
84/11/23
انتخاب واحد در سایتی محدود به دانشگاه
چشمتان روز بد نبيندامروز يك شنبه 23 بهمن در دانشگاه ايلام، روز انتخاب واحد بود.ما هم مثل همه دانشجويان شاد و خوشحال رفتيم چند تا واحد بگيريم كه با يك آگهي در بورد دانشكده پايه مواجه شديم.در آن آگهي اعلام شده بود كه « به دليل شمار زياد دانشجويان و رفاه حال آنها انتخاب واحد را به سبك ديگر دانشگاههاي كشور ، اينترنتي مي نماييم. براي اين كار خانمها از ساعت 8 تا 1 و آقايان 1 تا 4 به سايت دانشكده و به آدرس كذايي دانشگاه(http://192.168.0.1/ ) مراجعه نماييد.»
دانشجويان نيز شاد و خوشحال از اين تحول در دانشگاه ايلام برگه هاي انتخاب واحد خود را در دست راستشان گرفته و با غرور تمام به طرف سايت متروك و دور افتاده دانشكده فوق براه افتادند.اما در سايت با قطع اينترنت مواجه شده و مجبور شدند به بزرگترشان آقايان صبوحي و مهديزاده پناه ببرند و بعد از اصرار و التماس فراوان اينترنت سايت وصل شود.
در توصيف 400 نفر دانشجو در مقابل 10 دستگاه رايانه چه بگويم كه يكي از دانشجويان خوش اقبال هر واحدي انتخاب مي كرد نظر كامپيوتر بر اين بود كه او واجد شرايط اخذ آن واحد نميباشد. حال چه مسئله اي بين اين دانشجوي بيچاره و كامپيوتر وجود داشت فقط خدا عالم است. ساعت 1 ظهر شده بود و دانشجويان تقريبا" خسته و نا اميد از انتخاب واحد ترجيح دادند كه به سلف سرويس رفته حداقل ناهارشان از دستشان نپرد.در اين ميان 4-5 اي كي يو سان با استفاده از هوش و زيركي توانستند به نتيجه برسند . آنها نيز از فرط خوشحالي كلاهشان را به هوا اندهختند. كلاه به هوا انداختن همان و غذا خوردن از ياد بردن نيز همان.دانشجويان بي نصيب از واحد نيز به اين نتيجه رسيدند كه در دانشگاه درجه 5 ايلام بهتر است مقداري پيشرفت نموده تا اين طور روزشان هدر نرود.
به نظر من در دانشگاه مذكور همان بهتر بود كه قلم و كاغذ بازي ادامه پيدا كرده و دانشجويان در همان عصر حجري خود باقي مي ماندند.
84/11/20
هیچ کس چون تو عشق را به خط سرخ ننوشته است .چه بر ریگهای داغ کربلا.چه بر موجهای سرد فرات. چه بر سم های بی رحم.چه بر نیزه های غافل دشمنان. چه بر پرده های سپید بهشت.
هیچ کس چون تو تشنه نبوده است.نه آب را که عشق را که خدا را.
هیچ کس چون تو تنها نمانده است.عاشق و تنها. محبوب و تنها. معصوم و تنها. مظلوم و تنها.
خدای آسمانها و زمین می داند و همه فرشتگانی که هر روز واژه کوچک عشق را تلفظ می کنند. میدانند که تو از عشق بزرگتری و اگر تو نبودی خدا عشق را نمی آفرید و انسان پشت تار های عنکبوت گمنام نمی ماند.وقتی از کوچه های تازه باران بر می گردم از خود می پرسم در آن ظهر تشنه چرا کسی عصایی از ابر به تو نداد؟ چرا کسانی که برای لب هایت نامه نوشته بودند. رودها را زندانی کردند؟ بعد از تو چگونه آب را دوست داشته باشم و گرمای خورشید را ستایش کنم؟
سوگند به اندوه بلند خواهرت. بعد از تو عمر اشک هایم از عمر فرات طولانی تر خواهد بود.
84/11/16
بهتر بشناسیم...
رفتند و به سوگ نشسته ایم و در غم هجران پادشاهی لب تشنه عزا گرفته ایم.
اشک می ریزیم برای لب های تشنه معصومت تا تو را سیراب کنیم.
اما چه دریغ که فاصله ها فرصت را از ما گرفته اند و رحمی به دل کوچک مظلوم ما
ندارند.
این ایام حزن انگیز، شهادت سرور و سالار شهیدان را به همگان تسلیت عرض
نموده و امید دارم همگان بتوانند راه این بزرگان را پیش برده و اهدافشان را حفظ
نمایند.
گریه و اندوه کاری از پیش نمی برد پس: بیایید مثل آنان باشیم و آنها را بهتر بشناسیم.
