Secret Of Tomb
راز مقبـــــــــــــــره
85/02/18
دوستی از کرج چنین گفتند که ...
غم من سنگین است
من دلم غمگین است
قفسی ساخته ام از غم او
زندگی میکنم اما دلتنگ
چه غریبانه تک و تنهایم
شده گریان دلم و شبهایم
آشنایان به غمم میخندند
چشمشان را به دلم میبندند
آخر هرگز او را من ندیدم اما
گشته ام عاشق او یک دنیا
آنقدر چشم انتظارش مانده ام
که غم رفتن او عادتی گشته برام اما
خاطراتش همه در خاطرم است
بگذارید بمیرم
شاید آرام بگیرد دل من
نفسی آسوده کشم از دردم
بگذارید بمیرم اکنون
غم من سنگین است
من دلم غمگین است
شعر از خانوم:FAHIME.SH
نوشته شده توسط دیت كرد (دختر کرد)
در 23:41 | لینک ثابت
•
