87/09/23
دعاش کنین
سالم
دختری که مطالبشو می خوندین یه مدت مریض یه گوشه دنیا افتاده
چشم به راه دعاهای شماست
خواهشا دعاش کنید
87/09/11
معصومیت بر باد رفته
بدنبال کاری واجب بدو بدو از پله های برقی پل بالا می رم//حتی نمی تونم صبر کنم پله ها منو بالا بکشن//رو پل سریع راه می رم به تهش برسم//از دور قیافش نظرمو جلب می کنه//بلند و کشیده//با چارقدی مشکی//دستاش جلوم دراز می شه//خانم کمک کن//نگاهش می کنم//اما دستم به جیبم نمیره،نه نه اینا همش بازیه،فیلمه،ولش کن بدو دیرت شد و می رم
خدایا این همه معصومیت از کجاست؟چند سالشه؟
بدو بدو از پله ها پایین میرم.نخیر دیر رسیدم دیر رسیدم تعطیل شد//باید برگردم دوباره اونطرف خیابون//باز پله های پله برقیو سه تا یکی میکنم//شبه خدایا دیر وقته//اگه اونجام بسته باشه چی؟//این که هنوز اینجاس//مگه از این ساعت شب نمی ترسه
خدایا این همه معصومیت از کجاست؟چند سالشه؟
میخوام برم جلو بگم خانمی چرا با این صورت زیبا و معصوم رو این پل بی دروپیکر واسادی؟//نمی ترسی از این همه گرگ تو این جای خلوت؟//یه خانم نزدیکشه//دیرم شده//خدایا دیرم شده و گرنه میگفتم//رد می شم از کنارش//باز دستش میاد طرفم//تا ته پل نگاش می کنم//چقدر بچس//چقدر پاکه//چقدر زیباست و ساده//
خدایا این همه معصومیت از کجاست؟چند سالشه؟
کارم تموم شده//باید تا ۷ خودمو برسونم خوابگاه//چه تاریکه//چه شب سرد و سیاهی//باز خودشه//از دور می درخشه//عین یه جواهر//نه نه نه!!!!!!!!!!!!!!!//چی میبینم//خدایا بگو اشتباه دیدم//خدایا بگو زود قضاوت کردم//خدایا بگو بدبینم//
جواهر پاک روی پل !!!!به همبن راحتی!!!! به همین آسونی
برا یک تیکه نان!!!!!!!!!!!خدایا خود فروشی طفل به این کوچکی رو چه جور تحمل میاری خدااااااااااااا
خدایاخدایا اووووون همه معصومیت از کجا بود؟خدایا چند سالش بود؟
تا خوابگاه فقط گریه کردم گریه گریه گریه
